صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
306
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
و دو شىء وقتى به وجود واحد موجود مىشوند كه احدهما لا متحصل و ديگرى امرى متحصل باشد ، يكى قوه و مبهم و ديگرى فعليت و متعيّن ، و اين مبهم و متعين ، در مرتبهء ذات شىء موجود است ، نه جهت قوه در مقام اتحاد تقدم دارد - به اين معنا كه مبهم جدا از جهت تحصل ، در خارج موجود باشد و تحصل لا حق آن شود ؛ چه آن كه آنچه كه بدون لحوق ، تحقق دارد خود متحصّل است و امر لا حق ، عرضى و خارج از ذات آن ، محسوب شود . و نيز جهت قوه از عوارض ذاتى جهت تحصل نمىباشد ، بلكه يكى حالّ و ديگرى محلّ است نه مثل حلول عرض در محل و موضوع ، بل بوجه غير داير - و نه جهت تحصل و فعليت ، جدا از ماده و قوه موجود است و گرنه بايد صورتى از ماده مجرد باشد و مع ذلك با ماده ، ملابس گردد . توضيح كلمات آقا على مدرس - قدس سره - در اتحاد نفس با قواى جزئى و كلى نفس و اتحاد صورت مجرد با مراتب مادى و قوا و استعدادات موجود در بدن بنابر مسلك اهل تحقيق ، نفس ناطقهء انسانى و ديگر نفوس مدبّر ، يا متعلق ابدان ، صورت تماميت جسم به معناى ماده است و به اعتبار وجود خارجى ، با متعلق خود متحد و در نظام وجود ، نفس مدبر بدن ، با بدن ، نه آن كه دو شىء متباين نيستند ، بلكه متحدند و به وجود واحد موجودند . و نفس ، مادامىكه صورت تمامى بدن است ، وجودى مجزا از بدن ندارد و بدن نيز در نظام اتم و احسن ، به خودى خود امرى ممتاز و جدا و داخل مقولهاى از مقولات و موجودى از موجودات مستقل به حال خود ، از وجود جمعى و فرقى نفس جدا نمىباشد و به اعتبارى ، بدن ، وجود فرقى و كينونت فرقانى نفس ناطقه است . و به مشرب تحقيق ، نفس در هيچ مرتبهاى از مراتب وجود ، به كلى از بدن انسلاخ ندارد و هميشه به بدن ما اعم از بدن موجود در مراتب وجود دنيوى نفس و مراحل وجود برزخى و اخروى نفس ، مضاف است و با آن ، متحد مىباشد ، جز مقام غيب و